خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





فرهاد که باشی همه چیز شیرین است ......

    باز اين دل سرگشته من
    ياد آن قصه شيرين افتاد:


    بيستون بود و تمناي دو دوست.
    آزمون بود و تماشاي دو عشق.


    در زماني که چو کبک ، 
    خنده مي‌زد "شيرين"
    تيشه مي‌زد "فرهاد"!


    نه توان گفت به جانبازي فرهاد : افسوس...
    نه توان کرد ز بي‌دردي "شيرين" فرياد


    کار "شيرين" به جهان شور برانگيختن است!
    عشق در جان کسي ريختن است!


    کار فرهاد برآوردن ميل دل دوست
    خواه با شاه درافتادن و گستاخ شدن
    خواه با کوه در آويختن است .


    رمز شيريني اين قصه کجاست؟
    که نه تنها شيرين،
    بي‌نهايت زيباست...


    آن که آموخت به ما درس محبت مي‌خواست :
    جان چراغان کني از عشق کسي
    به اميدش ببري رنج بسي...
    تب و تابي بودت هر نفسي...
    به وصالي برسي يا نرسي



    این مطلب تا کنون 12 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : شيرين ,فرهاد ,
    فرهاد که باشی همه چیز شیرین است ......

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده