تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات


     

     

                                          

     

    هر که دلارام دید

    از دلش آرام رفت

    چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

    هر که هوایی نپخت

    یا به فراقی نسوخت

    آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

     

     

     

     

     

     

    چای را که آوردی
    خودت هم بنشین!


    من..


    چای قندپهلو دوست دارم


     

    یابفرما به سرایم

    یا

    بفرما به سرآیم

      غرضم وصل تو باشد..

    چه تو آیی!

    چه من آیم!!

     

     

    در پی کافۀ دنجی هستم...
    ته یک کوچۀ بن بستِ فراموش شده،
    که در آن...
    یکنفر از جنس خودم،
    دست و دلبازانه...
    از خودش دست بشوید گهگاه.
    و حواسش به فراموش شدنها باشد،
    کافه ای دود زده با دو سه تا شمع نه چندان روشن،
    و گرامافونی که بخواند... 
    "گل گلدون ...
    بوی موهات ...
    ای که بی تو خودمو...
    و تو یکمرتبه احساس کنی،کافه،
    یک کشتی طوفانزده است،
    وسط خاطره هایی
    که تو را می بلعند ...

     

     


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

تبلیغات


    Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 5 خرداد 1396

تبلیغات

ads2

تبلیغات

ads3

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر