تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

قند پهلو....

     

     

                                          

     

    هر که دلارام دید

    از دلش آرام رفت

    چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

    هر که هوایی نپخت

    یا به فراقی نسوخت

    آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

     

     

     

     

     

     

    چای را که آوردی
    خودت هم بنشین!


    من..


    چای قندپهلو دوست دارم


     

    یابفرما به سرایم

    یا

    بفرما به سرآیم

      غرضم وصل تو باشد..

    چه تو آیی!

    چه من آیم!!

     

     

    در پی کافۀ دنجی هستم...
    ته یک کوچۀ بن بستِ فراموش شده،
    که در آن...
    یکنفر از جنس خودم،
    دست و دلبازانه...
    از خودش دست بشوید گهگاه.
    و حواسش به فراموش شدنها باشد،
    کافه ای دود زده با دو سه تا شمع نه چندان روشن،
    و گرامافونی که بخواند... 
    "گل گلدون ...
    بوی موهات ...
    ای که بی تو خودمو...
    و تو یکمرتبه احساس کنی،کافه،
    یک کشتی طوفانزده است،
    وسط خاطره هایی
    که تو را می بلعند ...

     

     


    این مطلب تا کنون 85 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ جمعه 13 شهريور 1394 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 30 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :160650
  • بازدید امروز :23516
  • بازدید داخلی :898
  • کاربران حاضر :35
  • رباتهای جستجوگر:433
  • همه حاضرین :468

تگ های برتر