خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





قند پهلو....

     

     

                                          

     

    هر که دلارام دید

    از دلش آرام رفت

    چشم ندارد خلاص هر که در این دام رفت

    هر که هوایی نپخت

    یا به فراقی نسوخت

    آخر عمر از جهان چون برود خام رفت

     

     

     

     

     

     

    چای را که آوردی
    خودت هم بنشین!


    من..


    چای قندپهلو دوست دارم


     

    یابفرما به سرایم

    یا

    بفرما به سرآیم

      غرضم وصل تو باشد..

    چه تو آیی!

    چه من آیم!!

     

     

    در پی کافۀ دنجی هستم...
    ته یک کوچۀ بن بستِ فراموش شده،
    که در آن...
    یکنفر از جنس خودم،
    دست و دلبازانه...
    از خودش دست بشوید گهگاه.
    و حواسش به فراموش شدنها باشد،
    کافه ای دود زده با دو سه تا شمع نه چندان روشن،
    و گرامافونی که بخواند... 
    "گل گلدون ...
    بوی موهات ...
    ای که بی تو خودمو...
    و تو یکمرتبه احساس کنی،کافه،
    یک کشتی طوفانزده است،
    وسط خاطره هایی
    که تو را می بلعند ...

     

     


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    قند پهلو....

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده